We arrived back in Calgary late Thursday night, November 7, 2013 after 2 months on the Silk Road through Turkey, Georgia, Armenia and Iran, traveling 8,400 km by foot, car, bus, train and plane.

alt

We were in Iran for 4 weeks. We had access to places tourists never do. We prepared several presentations and gave talks at several universities, and held meetings with quasi-governmental and city officials. We stayed in the homes of several (Muslim) families. Our caravan expanded and contracted in various cities, from a core (international) team of 3, to 8 when including our 5-member Iranian team (named below). On occasion we were 14 and once 40. Our days were long, from early morning till late at night, every day without pause until the very end. We started a Blog of our trip when we arrived in Turkey, although our schedule was too hectic to continue on a regular basis. We gave 2 media interviews, one international. We learned and hiked a lot. We walked the actual Silk Road in several locations. We took 300 GB of raw photos and videos. We even slept in historical buildings. In summary, the last 60 days moved our project ahead in a major way. We encountered no problems.
We have had significant interest in both Canada and Iran for this project as it gathers momentum. Iran is the next frontier in several ways.
Buildings of particular interest for possible recofit design, construction, landscaping, and space rental, include the following:
1) Shazdeh Persian Garden in Mahan, 37 km south of Kerman
2) Abdol Hamid Mirza Khan house in Kerman, owner of Shazde Mahan Garden
3) Haj Agha Ali House & Complex, Rafsanjan, 115 km west of Kerman
4) Izad Khast Caravanserai, 150 km south of Isfahan on road to Shiraz
5) Farasfaj Caravanserai, 66 km southwest of Hamedan
6) Torogh Caravansera in Mashhad
7) Abbas Abad Caravanserai, south of Mashhad
8) Asteneh Caravanserai in Mahan
This short list is yet to be confirmed by my team.
We are hoping to return to Iran next Spring and Fall to move forward some of the ecoEvents under consideration. We already have 2 NGOs as partners, one from Sacramento, California, the other is from New York City. They will be revealed later after more detailed discussions.
Several Iranian universities are interested in partnering on this project. In addition, we have 2 professors from Isfahan interested and already active in this project. The question now becomes: how can one control a project that is self-perpetuating as it gathers interest and constituency, relevance and action? Maybe it is too much to try to transform a monster into a Genie (war into peace)?
Presentations on this project were made in Calgary (twice), Vancouver and Edmonton before departing for Iran. Many useful contacts resulted. I thank those generous enough to share their friends and associates.
Now one writer is keen to do an article. Another talk is scheduled, this one to a local Rotary Club.
Our internet presence will now be updated (FaceBook sites and Blog) to share and promote the peace dividends of this project.
In addition, a thorough investigation of legal authority on sanctions and international law has been completed.
This initiative offers visionary students, interesting opportunities for individual or class projects, Master thesis or PhD dissertations in architecture, planning, social work and law, as building design, regional planning, exchange programs and legal research on sanctions and international law, respectively.
I wish to thank:
• Dr. Arthur Clark for making this fellowship possible
• Dr. Najafi, Iranian Cultural Heritage and Tourism Organization (ICHTO), for facilitating progress
• Profs. Melnyk/Wilson, former/current, Director, Consortium for Peace Studies (CPS), University of Calgary
• Prof. Karim-Aly Kassam, mentor, Cornell University
• Members of Iranian Heritage Society of Edmonton
• Members of Persian Gulf Club, University of Calgary
• Shahab Moeini, inspiration/Isfahan; SAIT, Calgary
• Laine Hotte, Calgary
• Anahita Atashbiz (+family), architect/Tehran, Calgary
• Rezvan Vaezpour, civil engineer and photographer, Ronak Hoseini, architect and artist, Tehran
• Bahram and Behzad Ressideh, architects, Mashhad/Vancouver
• Shoeib Ebdali, architect, Mashhad Iran
• Drs. Najafi, Shizari, Jalalian, Kanzi, Hojat, ICHTO, Tehran
• Dr. Hateminejab, Mr. Pourhosseini, Amirian, Mashhad
• Iranian Organization of Engineering, Mashhad
• Drs. Shabaat, Hasani, & Soheil Salimi, University of Fasa, Shiraz
• Messrs. Salari & Nezami, Chamber of Commerce, Kerman
• Dr. Semsar Yazdi, Mr. Labbaf Khaneiki, International Center on Qanats and Historic Hydraulic Structures (ICQHS)
 • Dr. Ghafoori, Yazd Regional Water Authority
• Shahid Ashrafi University, Art University of Isfahan
• Drs. Khodadadi & Ranjbar, Tarbiat Modares University
• Isfahan Cultural Heritage Organization
As well as my:
• Core team including my wife Helen, and Limei Zhang from China
• Iranian team including Sheida Manteghi, Mona Mohajerani, Behdad Bolouhar, Mojtaba Khanian and Mehran Atashbiz, and also my
• Hardworking Calgary cheerleaders, Anahita Atashbiz (architect, senior consultant), Marilyn Mora (artist, designer of project's logo), Sara Tehranian (consultant and liaison), Pejman Tehranian (translator, cultural consultant) and Majid Saeedi (media and public relations liaison)
Without them, it would be an impossible mission.

 بازگشت ـــــ آنچه گذشت

شامگاه پنجشنبه هفتم نوامبر به کلگری بازگشتیم، پس از دو ماه حرکت با کاروان‌مان در راه ابریشم،  با سفر در ترکیه، گرجستان، ارمنستان و ایران و طی کردن ۸۴۰۰ کیلومتر راه با پای پیاده، اتومبیل، اتوبوس، قطار و هواپیما.

۴ هفته در ایران بودیم. به مکان‌هایی دسترسی داشتیم که گردشگران نداشتند. چندین برنامه و سخنرانی در چندین دانشگاه داشتیم و نیز نشست‌هایی با سازمان‌های نیمه‌دولتی و مقامات شهری و استانی. در خانه‌های چندین خانواده‌ی مسلمان ایرانی اقامت داشتیم. کاروان‌مان با گذر از شهرهای گوناگون بزرگ می‌شد و باز کوچک می‌شد ـــــ با اضافه شدنِ ۵ عضو ایرانی‌مان (نام‌هاشان در پایین)، از هسته‌ی ۳ نفره‌ی غیرایرانی‌مان به کاروانی هشت‌‌نفره‌ تبدیل شدیم که در مواردی به ۱۴ و یک بار به ۴۰ نفر هم رسید. روزهایمان بلند بود، از طلوع خورشید تا  شبانگاه، و هرروز بی‌وقفه به همین منوال تا روز پایان. نوشتن روزنگارهای وبلاگ‌مان را از زمانی که به ترکیه رسیدیم آغاز کردیم، اما برنامه‌ی سفرمان چنان پُر و فشرده بود که نتوانستیم نوشتن را با روالی منظم پی بگیریم. دو مصاحبه‌ی رسانه‌ای داشتیم، که یکی پخش بین‌المللی داشت. بسیار آموختیم و بسیار راه پیمودیم. در بسیاری از مکان‌ها، در تکّه‌هایی از راهِ واقعیِ ابریشم گام برداشتیم. ۳۰۰ گیگابایت عکس و فیلمِ خام گرفتیم. حتّی در بناهایی تاریخی شب را به صبح رساندیم. چکیده‌اش آنکه در این ۶۰ روز پروژه‌ی ما گام‌های بزرگی به جلو برداشت و ما با مانعی روبه‌رو نشدیم.

همچنان‌که پروژه به پیش می‌رفت و شتاب بیشتری می‌گرفت، هم در کانادا و هم در ایران، توجه بسیاری جلب آن می‌شد. این‌گونه است که ایران از بسیاری جهات هدف مکاشفات ماست در آینده.

در ایران، بناهایی وجود دارند با جذابیت‌های ویژه برای طراحی‌ و بازسازی‌ پایدار و سازگار با طبیعت، ساخت و احداث، محوطه‌سازی و اجاره‌ی فضا، بناهایی از جمله:

۱. باغ شازده ــــ نمونه‌ی باغ ایرانی در ماهان، ۳۷ کیلومتریِ جنوب کرمان

۲. خانه‌ی عبدالحمید میرزا خان، مالک باغ شازده ماهان، در کرمان

۳. خانه و مجموعه‌ی حاج آقا علی در رفسنجان، در ۱۱۵ کیلومتریِ غرب کرمان

۴. کاروانسرای ایزدخواست، در ۱۵۰ کیلومتریِ جنوب اصفهان، در راه اصفهان به شیراز

۵. کاروانسرای فرسفج، در ۶۶ کیلومتریِ جنوب غربِ همدان

۶. کاروانسرای طرق، در نزدیکی مشهد

۷. کاروانسرای عباس‌آباد، در جنوب مشهد

۸. کاروانسرای آستانه، در کرمان

البته این فهرست کوتاه از بناهای مورد نظر باید به تأیید گروه راه ابریشم تا آشتی برسد.

امید داریم که بهار و پائیز سال آینده سفرهای دیگری به ایران داشته باشیم برای به پیش بردن برخی از برنامه‌ها و نشست‌هایی برای همساز کردن پروژه‌های پیشنهادیِ در دستِ بررسی برای ساخت و بازسازی بناها و اماکن با مقتضیاتِ محیط زیستی. هم اکنون، دو سازمان غیردولتی را به عنوانِ همکار/ شریک پروژه در کنار خود داریم: یکی از ساکرامِنتوی کالیفرنیا، و دیگری از نیویورک سیتی. این  دو سازمان، پس از مذاکرات و تبادل نظرهای مفصل‌‌تر با آنها، معرفی خواهند شد. چندین دانشگاه در ایران علاقه‌مند به همکاری در این پروژه‌اند. افزون بر آن، در اصفهان، ۲ استاد دانشگاهِ علاقه‌مند فعالیت و همکاری‌شان را با این پروژه آغاز کرده‌اند.  پرسشی که حالا مطرح است این است: چگونه می‌توان پروژه‌ای همیشه جاری را کنترل و مدیریت کرد ــــــ پروژه‌ای که خودش ضامن بقای خودش است و همچنان توجه‌ها، حمایت‌ها و کنش‌ها، بستگی‌ها و وابستگی‌ها را جلبِ خود می‌کند؟ شاید دشوارتر از اینها باشد تلاش برای استحاله‌ی هیولایی بی‌شاخ‌ودُم به غولِ رامِ چراغِ جادو (یا استحاله‌ی آتشِ افروخته‌ی جنگ به بافته‌های آشتی و‌‌ ابریشم؟).

پیش از عزیمت به ایران، جلسه‌های سخنرانی‌ و معرفی‌ پروژه در کلگری (دو بار)، ونکوور و ادمونتون برگزار شده بود که نتیجه‌ی آنها ایجاد ارتباط‌های سودمند بسیار بود. سپاسگزارِ همه‌ی آنهایی هستم که دوستان و همکاران‌شان را سخاوتمندانه شریکِ ما و همراهِ راه ابریشم‌مان کردند.

و حالا نویسنده‌ای مشتاقِ نوشتنِ مقاله‌ای در این باره است و برنامه‌ریزی لازم برای سخنرانی دیگری نیز انجام شده است، این بار در یک کلوب روتاریِ محلی.

حضورمان در اینترنت از این پس به روز خواهد ماند (هم در فیسبوک، هم در وبلاگ حاضر) تا هم مزایای صلح و آشتی حاصل از این پروژه را با یکدیگر در میان بگذاریم و هم به ترویج بیشتر آن بپردازیم.

افزون بر اینها، تحقیقاتی دقیق و مفصّل درباره‌ی وجود/ عدم وجود وجهه‌ی قانونی برای قوانین و تحریم‌های تصویب‌شده علیه ایران به پایان رسیده و نتایج آن اعلام خواهد شد.

این اقدامات و ابتکارعمل‌ها فرصت‌ها و امکاناتی جذاب در اختیار دانشجویان ژرف‌اندیش می‌گذارد تا در پروژه‌های فردی یا گروهی دانشگاهی‌شان، پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد یا دکترایشان در طراحی و معماری، مطالعات اجتماعی، و حقوق، به کارشان گیرند ـــــ چه در طراحی ساختمان‌ها و فضاهای منطقه‌ای/ شهری، چه در برنامه‌های تبادلِ دوره‌ایِ دانشجوها بین دانشگاه‌ها، و چه در تحقیقات و پژوهش‌های حقوقی و قضایی درباره‌ی تحریم‌ها و قوانین و حقوق بین‌الملل.

در اینجا، مایلم تشکر کنم از همه‌ی آنهایی که حضوری کلیدی در این پروژه داشتند و دارند و خواهند داشت:

دکتر آرتور کلارک، که این بورسیه‌ی تحقیقاتی را ممکن ساختند

دکتر نجفی، رئیس سازمان میراث فرهنگی ایران، که پیشرفت کارها را برایمان آسان ساختند

• پروفسور ملنیک/ویلسون، رئیس سابق/کنونی کنسرسیوم مطالعات صلح، دانشگاه کلگری

• پروفسور کریم-علی قسام، استاد دانشگاه کُرنِل

• اعضای مرکز میراث ایران، ادمونتون

• اعضای کلوب خلیج فارس، دانشگاه کلگری

• شهاب معینی، منبع الهام از اصفهان، استاد کالج سِیت، کلگری

• لِین هوت، کلگری

• آناهیتا آتش‌بیز و خانواده، مهندس معمار، تهران / کلگری

رضوان واعظ پور، مهندس عمران و عکاس، روناک حسینی‌، هنرمند و معمار، تهران

• بهرام و بهزاد رسیده، مهندسان معمار، مشهد/ونکوور

• شعیب ابدالی، مهندس معمار، مشهد

• دکتر نجفی ، دکتر شیرازی، دکتر جلالیان، دکتر کنزی، دکتر حجت، سازمان میراث فرهنگی ایران

• دکتر همتی‌نژاد، آقای پورحسینی، آقای امیریان، مشهد

• انجمن مهندسان ایران، مشهد

• دکتر شباط، دکتر حسنی، سهیل سلیمی، دانشگاه فسا، شیراز

• آقای سالاری، آقای نظامی، اتاق بازرگانی کرمان

• دکتر سمسار یزدی و آقای لباف خانیکی، مرکز بین‌المللی قنات و سازه‌های آبی

• دکتر غفوری، شرکت سهامی آب منطقه‌ای یزد

• دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی، اصفهان

• دانشگاه هنر اصفهان

• دکتر خدادادی، دکتر رنجبر، دانشگاه تربیت مدرس

• سازمان میراث فرهنگی اصفهان

و اعضای گروه اصلی مسافران راه ابریشم تا آشتی:

• همسرم، هلن، و لیمی ژانگ از چین 

• گروه ایرانی‌ام: شیدا منطقی، مونا مهاجرانی، بهداد بلوهر، مجتبی خانیان، مهران آتش‌بیز

• مشاورانم در گروه کانادا: آناهیتا آتش‌بیز (معمار و مشاور ارشدِ پروژه)، مریلین مورا (گرافیست و طراح  نشان گرافیکی پروژه/ گروه)، سارا طهرانیان (مشاورعلمی، و معرّف پروژه در کلگری)، پژمان طهرانیان (مترجم و مشاور فرهنگی پروژه)، و مجید سعیدی (مشاور رسانه‌ای و روابط عمومی پروژه)

که بدون آنها، اینها همه ناممکن بود.

به فارسیِ پژمان طهرانیان

alt